آخرین اخبار
ازدواج دانشجویی
استاد هزار رنگ هنر آرام گرفت/ آمد، دید، رفت...
آمریکا توان درگیری با ایران در عرصه نظامی را ندارد/ برخی مسؤولان ضعف خود را به ملت منتقل نکنند/ حد و اندازه نظام بیش از این‌هاست
آقای زنگنه! با قراردادهای خسارت بار نفتی چوب حراج بر منافع ملی زده‌اید!
اطلاعیه
hx
توافق «Fatf» تجربه تلخ دیگری است
نتایج تلخ اجبار خانواده‌ بر تحصیل و انتخاب رشته فرزندان
همه قصد تضعیف صدای مطالبه‌گرانه تشکل‌های انقلابی را دارند
صرف فعل مضارع ما نمی توانیم/ بازخوانی جام زهر
چیز جدیدی در پرونده بورسیه‌ها حاصل نشده است
دانشگاه آزاد از سال ۹۲ مجوزی برای اردوهای مختلط نداده/ امکان تفکیک سازی بین دانشجویان در دانشگاه‌ها نیست
«ایستاده در غبار» شگفت‌انگیز است/ کتاب می‌خوانم تا جهان را جور دیگری ببینم
هر کودک در آمریکا پیش از بدنیا آمدن بدهی دارد!/ چند ابَر مصیبت جهان
آلمان بازهم ناامن شد/یک کشته و ۱۲زخمی درپی انفجار در« انسباخ»
راهکارهای جدایی بودجه از نفت‬‌
امروز كشور درگير جنگ اقتصادي، امنيتي و فرهنگي است/ اين را اگر كسي نداند خواب مي ماند
جدول | هفت اصل از مهم‌ترین اصول اندیشه امام خمینی رحمه‌الله درسخنان مقام معظم رهبري
۲۰ جمله از رهبر انقلاب درباره عزاداری سیدالشهدا علیه‌السلام
خودکفایی واحد گرمسار در تولید مصالح محوطه‌سازی و فضای سبز/ تولید 6300 متر جدول‌ سیمانی در سال
قاری بین‌المللی مصری، میهمان دانشگاه آزاد اسلامی واحد گرمسار
پذیرش مقاله عضو هیات علمی واحد گرمسار در همایش بین‌المللی ریاضی رومانی
سرپرست دانشگاه آزاد اسلامی واحد گرمسار با حضور در دانشکده‌های علوم انسانی و علوم تربیتی و روانشناسی افزون بر بازدید از این دانشکده، با مدیران، استادان، کارکنان و دانشجویان دیدار و گفت‌وگو کرد
نشست تخصصی شیوه‌های دعوت فرزندان به نماز با سخنرانی حجت‌الاسلام سید علی مهدی‌نژاد و با حضور
عطر خوش دعا در واحد دامغان
آیین معنویت در آیینه ی رمضان موج می زند .
همکاری واحد سمنان و سازمان استاندارد و تحقیقات صنعتی در مسیر تدوین استاندارد بین‌المللی
جشن تکلیف فرزندان کارکنان دانشگاه آزاد اسلامی شاهرود+ تصاویر
نشست شورای تخصصی پژوهش و فناوری دانشگاه آزاد اسلامی استان سمنان برگزار شد
نخستین نشست تخصصی سیره امام هادی (ع) در دانشگاه آزاد اسلامی سمنان برگزار شد
اخبار > تأملي بر سبك زندگي دانشجويي
 


شماره خبر : ٤٤٨٥٤٧ تاريخ انتشار خبر : شنبه ١٧ مرداد ١٣٩٤ تعداد بازديد:175

تأملي بر سبك زندگي دانشجويي


زینب قمی // سال اول دانشگاه بود. مدت زیادی از اول مهر نگذشته بود. هفته های سوم یا چهارمی بود که به دانشگاه می رفتیم و مثلا" دانشجو" شده بودیم. همان ترم اول با یکی از استادان شناخته شده دانشکده، کلاس داشتیم. ایشان به محض ورود به کلاس از تکلیف هایی که محول کرده بودند، سوال کردند. جلسه قبل، کتابی را به بچه ها سپرده بود که مطالعه کنند و فهم خود را در دو صفحه بنویسند و با خود به کلاس بیاورند. آن روز هیچ کدام از بچه ها کتاب را مطالعه نکرده بود و حتی بیشترشان اصلا کتاب را ندیده بودند. دانشجویان شروع به بهانه آوردن کردند و گفتند: ما به تازگی وارد دانشگاه شده ایم. هنوز با فضا آشنا نشده ایم. بچه های خوابگاهی هم گفتند هنوز به طور دائمی در اتاق هایشان اسکان داده نشده اند. آن ها گفتند هنوز با محیط شهر جدید خو نگرفته اند و به آدرس هایش مسلط نیستند، بنابراین نتوانسته اند کتاب را بخرند و مطالعه کنند. استاد حدود نیم ساعت صبر کرد و تمام حرف های دانشجویان را شنید. بعد از اینکه همگی ساکت شدند استاد بزرگوار لبخندی زد و انگار که از رازی بزرگ پرده برمی داشت شروع کرد به سخن گفتن!
«سی سال پیش، برای ادامه تحصیل در مقطع دکتری به یکی از کشورهای اروپایی رفته بودم. به تازگی وارد آن کشور شده بودم. سطح زبانم کاملا متوسط بود و بودجه اندکی برای زندگی روزمره در نظر گرفته بودم که  به راحتی نمی توانستم هرچقدر می خواهم خرج کنم. باید حواسم شش دنگ به دخل و خرجم می بود. ترم اول یک درس عملی داشتیم که باید برای پاس کردن آن در مناطق خارج از شهر حفاری می کردیم تا کاووش های باستان شناسی را به خوبی یاد بگیریم. روز اول به همراه تیم، به آن مناطق رفتیم و شب به خوابگاه برگشتیم. روزهای بعدی خودمان می بایست به منطقه می رفتیم و آموزش ها را فرامی گرفتیم. منتها کرایه رفت و برگشت به آن جا، چون جایی در بیرون از شهر بود، برای من گران تمام می شد و بنده از پرداخت چنین هزینه ای به صورت روزانه عاجز بودم.  ضمنا هر شب هم باید گزارش کار آن روز را می نوشتیم و فردا صبح قبل از شروع به استادمان تحویل می دادیم. ساعت ها با خودم کلنجار رفتم. بالاخره تصمیم گرفتم شب ها را در همان جا بمانم. شب ها از ترس حشرات در کانال کوچکی که آن جا بود می خوابیدم و با نور چراغ قوه گزارش هایم را آماده می کردم ...
حالا شما در مملکت خودتان هستید، در خوابگاه های امن و یا در کنار خانواده زندگی می کنید، و پس از یک هفته همت مطالعه یک کتاب 200 صفحه ای را نداشته اید.»
استاد همینطور که این ها را می گفت تاسف می خورد و برای آینده دانش و دانشجو، اظهار تاسف می کرد.
بیان چند تراژدی
از این دست اتفاقات مابین استادان و دانشجویان زیاد می افتد. واقعیت این است که شباهت کمی میان سبک زندگی دانشجویان دیروز و امروز وجود دارد. اساتید امروزی همان دانشجویان دیروز هستند. آن ها با چنان پشتکار و قدرتی ارابه های علم را حرکت می دادند که دانشجویان اکنون ما با آن تقریبا بیگانه اند. علاوه بر سبک زندگی علمی، سبک زندگی اجتماعی دانشجویان هم با همتایان دیروزی شان بسیار متفاوت شده است. یکی از اساتید دانشگاه تهران می گفت: "دانشگاه ها به خاطر بعضی پوشش های عجیب و غریب شبیه به سالن های مد شده اند."

هر کس هر طور که دوست دارد و با هر پوششی وارد دانشگاه می شود و سر کلاس می آید. پوشیدن لباس های گران قیمت و مارک دار، یک جور موضع رقابت شده است. بعضی از دانشجوها سر ظاهر با هم به رقابت می پردازند. اصلا به روی خودشان نمی آورند که دارند نام دانشجو را با خود به یدک می کشند. در دانشگاه خودمان به عنوان یک دانشجو، شاهد بوده ام که بچه های با وضع ظاهری ساده را خیلی تحویل نمی گیرند. بسیاری از دانشجویان سمت کسانی می روند که برند پوشیده اند و یا با اتومبیل شخصی به دانشکده می آیند. در این فضای آسیب زا، یک دسته کسانی هستند که والدین ثروتمندی دارند و این هزینه های سنگین را می پردازند، اما گروهی دیگر از دانشجویان کسانی هستند که در دام این چشم و هم چشمی ها افتاده اند و از طرفی خانواده شان هم نمی تواند بار این هزینه ها را به دوش بکشند. این ها اغلب به برای کم نیاوردن پیش هم کلاسی ها، به کارهای غیرمرتبط  تن می دهند و زمان پرارزش خود را صرف مشاغل کاذب می کنند.از منشی گری و پاسخ گویی به تلفن گرفته تا چیدن کتاب در قفسه، فروشندگی و...  تا با پول اندکی که از انجام این کارها نصیبشان می شود هزینه های تجملی خود را تا حدی پوشش دهند. آیا وقت پر ارزش یک دانشجو، باید صرف کسب دانش شخصی، ارتقای سطح علمی کشور و دانشگاه شود یا صرف چنین مشاغلی؟...
این تراژدی زمانی به اوج می رسد که دانشجو نه برای رفع نیازهای اساسی، بلکه برای کم نیاوردن پیش همکلاسی ها و خریدن کالاهای مصرفی.
یکی دیگر از آفت هایی که به زندگی دانشجویان زده شده است، کم تحرکی علمی آن هاست. دانشجویان دنبال لقمه حاضر آماده هستند و برای فهم مطلب کاووش نمی کنند. اساتید در کلاسها مرتب سفارش می کنند که متون اصلی و کتاب های پایه ای رشته خود را مطالعه کنید و هیچ وقت به جزوه خوانی عادت نکنید. اما دانشجویان که در طول ترم در خواب خوش زمستانی بوده اند، در ایام فرجه ها ناگهان به یاد می آورند که دوران امتحانات نزدیک است و باید کاری کنند! در این مواقع یا موفق می شوند جزوه ای از خود استاد بگیرند و اگر بخت با آن ها یار نباشد و استاد مربوطه جزوه ندهد، معمولا یکی دوتایی دانشجوی زرنگ در هر کلاس پیدا می شود. خلاصه هر طوری شده جزوه را از چنگ بچه زرنگه ی کلاس درمی آورند و روزهای پایانی فرجه، با زور پیک موتوری و دستگاه تکثیر، مطلب خلاصه شده ای که منبعث از درک یک دانشجوست، بین سایر دانشجویان پخش می شود و باقی ماجرا........
 برخی دانشجویان ما به درس و دانشگاه علاقه زیادی دارند، اتفاقا به دنبال مد و بزک دوزک هم نیستند. آن ها برای اهداف عالیه وارد دانشگاه شده اند اما متاسفانه به طرز افراط گونه ای درگیر کارهای تشکیلاتی هستند. البته وارد شدن در مباحث سیاسی و کارهای تشکیلاتی فی نفسه اصلا بد نیست. اما گاهی این فعالیت ها چنان شدید می شود که دانشجو فراموش می کند اینجا دانشگاه است و برای چه کاری به اینجا آمده است.
این ره که تو می روی........
در دنیای جدید قدرت کشورها از عرصه نظامی به عرصه علمی منتقل شده است. تاکیدات رهبر عزیزمان را در سال های اخیر مبنی بر ارتقای دانش حتما شنیده اید. برای ارتقای دانش بومی کشور و ارتقای سطح دانشگاه ها و توانمند سازی فردی خودمان لازم است سبک زندگی دانشجویان ما تغییر کند و ارزش هایی مثل  سخت کوشی و تلاش مضاعف، جایگزین ارزش های کنونی گردد. با این مصرف زدگی و تنبلی خطرناکی که امروز به زندگی های ما دانشجویان راه پیدا کرده، به ترکستان هم نمی رسیم.

+

برای این خبر نظری ثبت نشده است
نظر شما
نام :
ايميل : 
*نظرات :
متن تصویر را وارد کنید:
 

خروج




سامانه پشتيباني سايت هاي اينترنتي نهاد
عمره دانشجويي
ازدواج دانشجويي
مركز آموزش مجازي دانشگاهيان
اعتكاف دانشجويي
نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاه ها
وزارت علوم
وزارت بهداشت
صندوق رفاه دانشجويان
پرسمان
نشر معارف
نشريه پرسمان